105 است كه تفسير آيه نيز طبق آن دو صورت، خالى از اشكال خواهد بود و البته براى توضيح بيشتر بايد به مصادر مربوط مراجعه كرد. 1
2. چگونه و به چه علّت عمر از «حج تمتع» جلوگيرى كرد؟
با توجه به دلالت آيه و اجماع مسلمانان به اينكه حج تمتع يكى از اقسام حج، است و بسيارى از صحابه و مسلمانان، چه در زمان پيامبر(ص) و چه بعد از آن، چنين حجى را انجام دادهاند، چگونه خليفه دوم از اين دستور الهى نهى كرده و بهجا آورندگان چنين عبادتى را تهديد به ضرب و كيفر نموده و گفته است:
«مُتعتان كانَتا عَلى عَهدِ رَسولِ اللهِ وَأنَا أنهَى عَنهُما وَأُعاقِبُ - أضرِبُ - عَلَيهما: مُتعَةُ الحَجِّ وَمُتعةُ النِّساء»؟ 2
طرفداران خليفه به اين پرسش، متفاوت پاسخ گفتهاند:
برخى نهى عمر را مربوط به فسخ حج و تبديل آن به عمره تمتع تفسير كردهاند، نه مُحْرِم شدن ابتدايى به عمره مفرده، در صورتى كه تمام نصوصى كه در مورد نهى عمر از «متعة الحج» آمده، همه مربوط به حج تمتع و جمع بين حج و عمره است، نه فسخ حج و تبديل آن به عمره كه از آن جمله است:
سُئلَ عَبدُاللهِ بنُ عُمَر عَن مُتعةِ الحَجِّ. قالَ: هِىَ حَلالٌ. فَقالَ لَه السائل: إنّ أباكَ قَد نَهى عَنها. فقال: أرأيتَ إن كانَ أبى نَهَى عَنها