290 ابراهيم براى خود نمازگاهى انتخاب كنيد». (بقره:125)
رفتن به غار حرا علاوه بر تبرك، خود آموزنده يك اصل عقيدتى است و آن اينكه زندگى در غار، زندگى يك عابد در كوهسارهاست و چنين محيطى نمىتواند كسى مانند پيامبر و كتابى مانند قرآن را به بار آورد، زيرا پرورش شخصى مانند رسول خدا، علاوه بر استاد و كتاب و منبع، نياز به يك محيط علمى دارد كه بتواند چنين معارف بلند و احكام استوار و تاريخ صحيح و اخلاق متينى را تحويل جامعه بدهد.
از آنجا كه، غار حراء فاقد اين شرايط است، اين گواه بر اين است كه اين كتاب، و سخنان او ميوه محيطى ديگر است، نه محيط غار حراء.
بنابراين اولاً رفتن به غار حرا بدعت نيست؛ زيرا تبرك به آثار پيامبر از مسلمات اسلام است، بالأخص اثرى كه با بدن پيامبر(ص) در تماس بوده است، ثانياً رفتن به غار حرا بسيار آموزنده و سبب تحكيم عقيده اسلامى است، قرآن مجيد به اين حقيقت در ضمن آيهاى اشاره مىكند:
قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (يونس: 16)
بگو: اگر خدا مىخواست، من اين آيات را بر شما نمىخواندم و (خداوند) از آن آگاهتان نمىكرد؛ چه اينكه مدّتها پيش از اين، در ميان شما زندگى نمودم؛ (و هرگز آيهاى نياوردم) آيا نمىفهميد؟