234 براى من بهتر از همه ثروتها بود.
آنگاه سه فضيلت را مىشمارد كه اجمالاً چنين است:
1. در يكى از غزوات، پيامبر(ص) على(ع) را همراه خود نبرد و او را جانشين خود در مدينه ساخت. على(ع) به پيامبر(ص) گفت: مرا نزد زنان و كودكان گذاشتى؟ پيامبر فرمود: آيا راضى نيستى كه براى من مانند هارون براى موسى باشى، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست؟
2. در جنگ خيبر فرمود: فردا پرچم را به كسى مىدهم كه خدا و رسول او را دوست دارد و او، نيز خدا و رسول او را دوست دارد. گردنها كشيده شد، و هر فردى آرزو مىكرد كه همان فردى باشد كه پيامبر او را ستوده. فردا صبح، پيامبر(ص) فرمود: بگوييد على بيايد. على(ع) آمد، درحالىكه از درد چشم مىناليد، پيامبر(ص) با آب دهان چشم او را متبرك ساخت و بهبود بخشيد و پرچم را به او داد و او آن قلعه را فتح كرد.
3. وقتى آيه مباهله نازل شد، و قرار شد كه طرفين زنان و كودكان و افراد بسيار نزديك خود را براى مباهله فرا خوانند، پيامبر(ص) على و دخت گراميش فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) را فرا خواند و گفت: «اللّهم هؤلاء أهلى...». 1
اكنون سؤال مىشود: آيا مردى كه چنين فرد برجستهاى را دشنام مىدهد، و واعظان دربارى را وامىدارد كه به او دشنام بدهند، يك فرد