228
لمّا ماتَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ أسَد، دَخَلَ عَلَيْها رَسولُ اللهِ فَجَلَسَ عِنْدَ رَأسِها، فَقالَ رَحِمَكِ اللهُ يا أُمِّي بَعْدَ أُمِّي ثُمَّ دَعا رَسُولُ اللهِ أُسامَةَ بْنَ زَيْد، وَأبا أيُّوبَ الأنصارِيَّ وَعُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ وَغُلاماً أسْوَدَ، يَحفِرُونَ، فَحَفَروا قَبْرَها، فَلَمّا بَلَغُوا اللَّحْدَ، حَفَرَ رَسُول اللهِ بِيَدِهِ وَأَخْرَجَ تُرابَهُ، فَلَمّا فَرغَ دَخَلَ رَسُولُ اللهِ فَاضْطَجَعَ فيهِ، ثُمَّ قال: اللهُ الّذي يُحْيِي وَيُميتُ وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، اغْفِر لأُمِّي فاطِمَة بِنْت أسَد وَوَسِّعْ عَلَيْها مَدْخَلَها بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَالأنبياءِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلي. 1
هنگامى كه فاطمه دختر اسد درگذشت، رسول خدا[(ص)] پس از اطلاع از مرگ وى، بر بالينش نشست و فرمود: اى مادرم پس از مادرم، خدا تو را رحمت كند. سپس اسامه و ابوايوب و عمر بن خطاب و غلام سياهى را خواست كه قبرى آماده سازند، وقتى قبر آماده شد، پيامبر خدا لحدى ساخت و خاك آن را با دست خود درآورد و در قبر، رو به پهلو دراز كشيد و اينگونه دعا