214 بالاتر باشد!!
نكته باريكتر از مو اين است كه گسترش قلمرو اسلام مرهون خلافت اين دو نفر نبود. بلكه وامدار تعاليم روحبخش اسلام بود كه دلها را جذب مىكرد و مردم كه از حكومتهاى ستمگر خسته و آزرده بودند، با جان و دل اسلام را مىپذيرفتند. در عين حال نبايد فرهنگ جهاد و شهادت را كه اسلام با خود آورده بود، ناديده گرفت.
اختلافات و دو دستگى نيز اختصاصى به زمان على(ع) نداشت، بلكه در زمان خلافت عثمان اوج گرفت و به كشته شدن خليفه منجر شد. در زمان ابوبكر نيز تمام قبايل عرب، جز در دو سه شهر يعنى مدينه، مكه و طائف بر ضدّ حكومت مركزى شورش كردند و سركوب آنها مدتها طول كشيد و تلفات بسيار به بار آمد و عدّهاى مرتدّ شدند و از دين بيرون رفتند و گروهى زكات ندادند، و عدّهاى ديگر تصميم به اشغال مدينه و براندازى حكومت را گرفتند.
در پايان يادآور مىشويم اختلافات در زمان على(ع) مربوط به او نبود. بلكه معلول خودكامگان بود و طلحه و زبير در بصره كودتا كردند. معتقد بودند كه بايد اداره اين دو استان با ما باشد. معاويه نيز در شام، ادعاى خلافت كرد و بيعت مهاجر و انصار را نپذيرفت و با لشكركشى در صفين رو به روى امام قرار گرفت.
بنابراين، گناه اين اختلاف بر گردن كسانى است كه شما شب و روز آنها را دعا مىكنيد، درحالىكه آنها شق عصاى اسلام كردند.