209افزون بر اين، مسئله «اراده تشريعى» نسبت به پاكى و تقوا، انحصار به اهلبيت(عليهم السلام) ندارد، چرا كه خدا به همه دستور داده است، پاك و با تقوا باشند، و اين، مزيتى براى آنها نخواهد بود، زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمانند.
به هر حال، اين موضوع يعنى اراده تشريعى، نه تنها با ظاهر آيه سازگار نيست، كه با احاديث و روايات فراوانى نيز سازش ندارد كه سخن از يك مزيّت والا و ارزش مهم براى اهل بيت دارد.
«رجس» در اين آيه به معنى پليدى ظاهرى نيست، بلكه اشاره به پليدىهاى اخلاقى و معنوى و درونى است كه همه گناهان و آلودگىهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى را در برمىگيرد.
نكته مهم آخر اينكه «عصمت» يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان، پديد مىآيد، با اينكه مىتوانند گناه بكنند، ولى با اختيار خود، از آن چشم مىپوشند، درست مانند پزشكى كه چون خطرات يك مادّه سمى را مىداند، هرگز از آن نمىخورد، و آگاهى او سبب مىشود كه با ميل و اراده خود از آن كار چشم بپوشد.
اين نكته نيز لازم است كه تقواى الهى و عصمت، به خاطر مسئوليت سنگين رهبرى به آنها داده شده و اين امتيازى است كه سود آن به مردم مىرسد. درست مانند قدرت تشخيص و سنجش و پرهيز از خطا كه به چشم و مغز داده شده و تمام بدن به وسيله آن از خطر و آسيب، به دور مىماند.