73 ساخت. با اين همه، در عمل، مخالفت جدّى صورت نگرفت و پس از آن كه عهدنامۀ ابوبكر قرائت شد، خليفۀ دوم عمربنخطّاب بر منبر نشست و سخنرانى كرد. 1
5. تحليلى بر عملكرد خليفۀ اول
ابوبكر بهرغم توانمندىهاى علمى، حكومتى و نظامى كمى كه داشت و همواره بدان اعتراف مىكرد 2، توانست پايههاى حكومت و خلافت خود را در سايۀ كمك و همكارى دوستانى چون عمربنخطّاب و ابوعبيده و نيز ملايمت با مردم، استوار سازد و مخالفان را از صحنۀ سياسى خارج كند. همچنين موفّق شد تا با برخى اقدامات نظير اعزام سپاه اسامه و سركوب مرتدان، چنين وانمود كند كه پيروى از قرآن، سنّت و رعايت كردن كامل ضوابط اسلامى از اصول اساسى حكومت اوست؛ بهويژه كه پايبندى به برخى از سنّتهاى اسلامى، مانند پرهيز از حيف و ميل بيتالمال و تقسيم مساوى آن ميان مردم را در عمل نشان داد. 3 با اين همه، عمل به رأى و اجتهاد شخصى ميان همگان رواج يافت و در بسيارى از موارد، مبناى امور خلافت قرار گرفت؛ به طورى كه حتّى فرماندهان نظامى هم عملكرد خويش را مبتنى بر اجتهاد و رأى توجيه مىكردند. 4