72ب) ممنوعيّت نقل حديث: حديث در لغت، به معناى خبر، آگاهى و سخن آمده است و در اصطلاح، به كلامى گفته مىشود كه از قول، فعل و تقرير معصوم حكايت كند. 1 در منابع شيعه و سنّى روايات فراوانى نقل شده است كه رسول خدا(ص)همواره به ياران خود تأكيد مىفرمود تا به كتابت و حفظ سخنان آن حضرت اهتمام ورزند 2؛ به همين دليل، اغلب اصحاب از جمله ابوبكر، روايات بسيارى را حفظ و يا جمعآورى كردند؛ با اين وجود، نقل شده است كه وى پس از رحلت پيامبر(ص)، از مردم خواست تا براى پرهيز از اختلاف، نقل احاديث رسول خدا(ص)را ترك گويند و فقط به حلال و حرام قرآن عمل كنند 3؛حتّى مجموعۀ حديثى خود را در آتش سوزاند كه مشتمل بر پانصد حديث بود. 4
ج) تعيين جانشين: همان گونه كه گذشت، سرنوشت خلافت و جانشينى رسولخدا(ص)، برخلاف نظر ايشان در محلّى به نام سقيفه رقم خورد و ابوبكر با موافقت اندكى از حاضران بر كرسى خلافت نشست. يكى از كسانى كه در انتخاب وى و تحكيم پايههاى خلافت نقش بسزايى داشت، عمربنخطّاب بود؛ ازاينرو، همان گونه كه انتظار مىرفت و حضرت على(ع) نيز پيشبينى كرده بود، 5 ابوبكر اندكى پيش از مرگ خود، عهدنامهاى نوشت و خلافت را به عمر واگذار كرد. البتّه او براى اين كار جز با عبدالرحمانبنعوف و عثمان، با كس ديگرى مشورت نكرد كه البته عبدالرحمن مخالف و عثمان موافق بود؛ به همين دليل بسيارى از مردم مدينه نارضايتى خود را اعلام داشتند. شاميان نيز تهديد كردند در صورتى كه عمر خليفه شود، او را از اين مقام بركنار خواهند