193سه- قيام عبداللهبنمعاويه:وى از نوادگان عبداللهبنجعفر طيّار- همسر حضرت زينب(عليها السلام)- بود و به شعر و ادب علاقه بسيار داشت. قيام او از سال 127 ق، آغاز و در 131ق با قتل وى، پايان يافت. عبدالله در دوره مروانبنمحمّد - آخرين خليفۀ اموي- كه حاكميّت بنىاميّه بهويژه در عراق ضعيف شده بود، به دعوت مردم اين منطقه دست به شورش زد و توانست كوفه را به تصرّف خود درآورد. در پى آن، كوفيان و شمارى از مردم مدائن و فمالنيل با او بيعت كردند؛ امّا وقتى در برابر سپاهيان عبداللهبن عمربن عبدالعزيز - والى عراق - قرار گرفت، كوفيان او را تنها گذاردند. آنگاه به كمك قبيلۀ ربيعه، كه براى وى اماننامه گرفته بودند، رهسپار مدائن شد. او در آنجادوباره نيروهايى را جمعآورى كرد و با عدّهاى از كوفيان كه به تازگى به او پيوسته بودند، راهى جبال شد و چندى در اصفهان، قومس، حلوان، اصطخر و رى حكومت كرد. برادرانش را نيز به فارس، شيراز، كرمان، قم و جبال فرستاد؛ امّا در سال 129ق، در برابر عامربنضبّاره - فرستادۀ امويان - شكست خورد و به هرات گريخت. در آنجا عامل ابومسلم خراسانى او را دستگير و به زندان افكند و سپس در سال 131 ق به قتل رساند. 1
خودآزمايى
1. دليل كنارهگيرى معاويةبنيزيداز خلافت چه بود؟
الف) ناتوانى خود t t ب) حقّانيّت اهل بيت(عليهم السلام)
ج) اوضاع نابسامان اجتماع t د) مخالفت با پدر
2. نخستين كسى كه به مروانبنحكم پيشنهاد خلافت داد، كه بود؟
الف) عمروبنسعيد t t ب) خالدبنيزيد
ج) عبداللهبنزبير t t د)عبيداللهبنزياد