177 روى شانههايش مىريخت. همچنين مردى فصيح، سخنور، دوستدار جنگ و پرخور بود كه چندين فرزند داشت. گويند وى در يك وعده غذا، چهل قطعه مرغ يا برّهاى چهار ماهه و شش قطعه مرغ و چهل عدد انار مىخورد. سپس به سراغ انگور طائفى مىرفت و سبدى از آن را تناول مىكرد. سليمان در سال 96 ق، بر كرسى خلافت نشست و ابتدا كارگزاران وليد را بركنار كرد و به آنان سخت گرفت. مناطقى را نيز در روم به تصرّف خود درآورد و جغرافياى اسلامى را گسترش داد. سپس عمربنعبدالعزيز - حاكم مدينه - را به جانشينى خود برگزيد. وى در صفر سال 99 ق، در محلّى به نام دابق در شهر قنسرين، بر اثر بيمارى ذاتالرّيه درگذشت. 1
ه.) عمربنعبدالعزيز
او سال 61 ق در مدينه به دنيا آمد و همانجا تربيت شد. در كودكى به استماع حديث روى آورد و پس از چندى، به فقاهت و علم شهرت يافت. با اين همه، وقتى از مدينه خارج شد، همۀ دانستههاى خود را فراموش كرد. وى با زنان متعدّدى مانند فاطمه دختر عبدالملكبنمروان ازدواج كرد و صاحب فرزندان بسيارى شد. عمر، چهرهاى گندمگون و ظريف و بدنى لاغر داشت. وى چندى از سوى وليدبنعبدالملك فرماندار مدينه بود؛ امّا پس از مرگ سليمانبن عبدالملك به مقام خلافت نائل شد. او طى دو سال خلافت (99-101)، ضمن معاشرت با محدّثان و فقيهان، دشنام دادن به حضرت على(ع) را ممنوع كرد، فدك را به فاطميان بازگرداند و به حاكم مدينه دستور داد تا دههزار درهم ميان فرزندان فاطمه(عليها السلام)تقسيم كند. همچنين فرمان كتابت و تدوين احاديث رسول خدا(ص)را كه تا آن زمان ممنوع بود، صادر كرد. كوفيان و تازهمسلمانان را از پرداخت هرگونه خراج و مالياتى معاف داشت. نامههايى به پادشاهان در مناطق