135سه- تفرقه و اختلافنظر ميان كوفيان؛
چهار- توطئه سران قبايل بر ضدّ امام حسن(ع)
پنج- زخمى شدن امام در ساباط.
البتّه امام(ع)، شرايطى را براى صلح تعيين كرد كه از جنبههاى گوناگون قابل تأمّل است. متن اين صلحنامه، به شرح ذيل مىباشد:
بسمالله الرّحمن الرّحيم. اين مصالحهاى است ميان حسن بن على بن ابىطالب(ع) و معاويةبن ابىسفيان. به اين شرط با او صلح مىكند و خلافت را به او وامىگذارد كه هيچ كس را به وليعهدى برنگزيند و پس از خود، كار خلافت را به شورا بسپارد تا مسلمانان كسى را كه صلاح مىدانند به خلافت بگمارند. شرط ديگر اين است كه عموم مسلمانان از دست و زبان او ايمن باشند. شرط سوم اين كه شيعيان و هواداران على(ع) در امنيّت به سر برند و به هيچ كدام از آنان، كمترين تعرّضى نشود. شرط چهارم اين است كه معاويه به اين عهد و ميثاق الهى پايبند باشد و از مكر و فريب بپرهيزد. شرط پنجم آن است كه در حقّ حسنبنعلى(ع) و برادر او - حسين(ع)- و هيچ كدام از فرزندان، خويشان و هواداران ايشان، در پنهان و آشكار و در هرجا كه باشند ستم نكند و آنان را نترساند. 1
معاويه ابتدا تمامى شروط صلحنامه را پذيرفت و آن را امضا كرد؛ امّا وقتى وارد كوفه شد، در جمع مردم گفت كه صلحنامه و همۀ وعدههايى كه به امام حسن(ع) دادم را زير پاى خود گذاردم و به آن وفا نخواهم كرد. 2 امام(ع) پس از ماجراى صلح به مدينه رفت و به نقل حديث و بيان تفسير پرداخت. 3