489
حكايت
سالى چون حجاج، به منا رسيدند و هر يك بهيمهاى ذبيحه نمودند. عارفى از اهل دل در آن سر منزل بود، ولى تهىدست و دوستپرست، آمد و به قربانگاه خفت رو به قبله و گفت: «الهى من ذبيحه ندارم كه قربانى نمايم، لاجرم نفس خود را فدا كنم و بر وعده خود وفا كنم» و آنگاه سر بر زمين نهاد و از روى اخلاص جان داد. 1
10. جنبه اجتماعى قربانى در منا
«در عرفات، مشعرالحرام، بيتوته در منا، رمى جمرات، اقامه نماز عيد و استماع خطبه نماز، در تمام اينها، اجتماع و تراكم انبوه جمعيت، در زمان و مكان واحد ملحوظ است تا شوكت چشمگير جامعه مسلمين، دنيا را متوجه خود سازد و با نشان دادن وحدت، اتحاد اعتقادى و عملى خود، پشت استعمارگران را بلرزاند و هرگونه فكر خائنانهاى را كه درباره مسلمانان دارند از مغزهاى آنان بيرون ببرد و نقشههاى شيطانى آنها را به هم بريزد. البته روشن است كه اين چنين آثار بزرگ جهانى، هرگز از اعمال فردى و پراكنده و دور از هم، به دست نمىآيد.
به همين جهت، وظيفه سوق هَدى (آوردن قربانى به منا و كشتن آن) نيز، بايد مانند ساير مناسك حج، در زمان و مكان واحد، به صورتى كه جلب توجه جهانيان كند، انجام پذيرد تا جنبه اجتماعى حيثيت مانور سياسى اسلامى آن آشكار شود.
در حقيقت در مسئله قربانى، هم موضوع «احياى سنت ابراهيم(ع)» و تجليل از خاطره توحيدى آن حضرت و نمايش يك نمونه عالى از انسان تكامليافته در مكتب وحى و نبوت، به شكلى تنبّهآور و الهام بخش، مطرح است و هم روز دهم