476از آنجا كه پيشينه قربانى، به قربانى كردن حضرت اسماعيل(ع) به دست حضرت ابراهيم(ع) برمىگردد و اينكه عمل قربانى كردن او، از تسليم و رضاى وى در برابر خواسته پروردگار خبر مىدهد، هر قربانىاى نيز كه حاجى در سرزمين مِنا انجام مىدهد، در دل خود آموزه، «تسليم و رضا در برابر رنجها و بلاهاى حضرت دوست» را دارد. حاجى با اين عمل مىآموزد كه بايد در برابر آنچه خداوند براى او مىپسندد، تسليم و راضى باشد. به تعبير دكتر على شريعتى:
سه مرحل پشت سر هم است: [اول] عرفات (شناختن)، [دوم] مشعرالحرام (شعور در حرم و حريم انسانيت و [سوم] منا و قربانى... روز عيد، عيد قربانى كردن، عجب عيد متضادى است! هميشه عيدها، عيد متولد شدن است، و اينجا عيد، عيد قربانى كردن است؛ خيلى فرق دارد. هميشه جشن تولد بچه را مىگيرند، و در اينجا هركسى جشن قربانى كردن بچهاش را مىگيرد! اينجا دو كار مىكنيم: يكى حمله، دوم تسليم، حمله به اين سه مظهر شيطانى، سه جمره؛ و تسليم مطلق، تا حدى كه هركسى بايد «اسماعيل» ش را به فرمان ايمان و عشق قربانى كند. 1
باز در آن كوش كه قربان كنى
هرچه كنى كوش كه با جان كنى
تيغ وفا بر گلوى جان بنه
گردن تسليم به فرمان بنه
دست چه باشد كه از آن خون چكد
خوش بود آن كز دل محزون چكد
جان كه نه قربانى جانان شود
جيفه تن بهتر از آن جان شود
ساحت اين عرصه كه ارض مناست
سر به سر اين دشت فنا بر فناست
كشته درين بىحد و قربان بسى
تشنه به خون تيغ به كف هركسى
هر كه نشد كشته شمشير دوست
لاشه مردار به از جان اوست