470استاد شهيد مرتضى مطهرى دراينباره مىنويسد:
قطع نظر از آزار و اذيت [حيوان قربانى] چه رابطهاى ميان رضاى خدا و ريختن خون يك حيوان است؟ مگر خداوند - العياذ بالله - خونخوار است و از اينكه خون حيوانى ريخته مىشود، مسرور و خوشحال مىشود؟ ايراد ديگر به قربانى اين است كه يادگار توحش است. در قديم در اديان وثنى و بتپرستى، مذبحهايى بوده است و مردم براى رضاى بتها قربانى مىكردهاند و خيال مىنمودند آن بتها از آن گوشتها استفاده مىكنند... اما جواب:
راجع به اين قسمت كه چه فايدهاى بر ريختن خون مترتب مىشود، اين در صورتى صحيح است كه هدف از قربانى و كفارات (كه بهطور اختصاصى در باب حج، همه از نوع گوسفند يا شتر كشتن است، مگر به صورت نادر) فقط ريختن خون باشد. دليلى ندارد صرف ريختن خون، مقرّب باشد؛ زيرا عملى مقرّب است كه رضاى خدا در آن باشد و رضاى خدا در اين است كه انسان به كمال فردى و اجتماعى خود برسد.
صرف ريختن خون، نه به كمال فردى انسان كمك مىكند و نه به كمال اجتماعى او. ولى اگر هدف اصلى، اطعام و انفاق باشد... آن ايراد وارد نيست. البته يك نكته هست و آن اينكه منافات ندارد كه اين عمل دستهجمعى، احياء و زنده كردن خاطرهاى از قهرمان توحيد، حضرت ابراهيم(ع) باشد.
به او امر شد عزيز و نور چشم خود را در راه خدا قربانى كند و او حاضر شد. بعد به او گفته شد: مقصود، فقط تسليم بود، گوسفندى به جاى فرزند، قربانى كن. اين گوسفند فدا كردن، تجديد آن خاطره و تعظيم آن قهرمانى است. 1