351 ديد و بهسوى آن بازگشت. هفت بار اين تلاش و كوشش براى ادامه حيات و مبارزه با مرگ تكرار شد و در آخرين لحظات كه طفل شيرخوار شايد آخرين دقايق عمرش را سپرى مىكرد، از نزديك پاى او چشمه زمزم جوشيد! مادر و كودك از آن نوشيدند و از مرگ حتمى، نجات يافتند. از آنجا كه آب، رمز حيات است، پرندگان از هر سو به سمت چشمه آمدند و قافلهها با مشاهده پرواز پرندگان مسير خود را بهسوى آن نقطه تغيير دادند و سرانجام از بركت فداكارى يك خانواده به ظاهر كوچك، مركزى بزرگ و با عظمت به وجود آمد. امروز در كنار خانه خدا حريمى براى «هاجر» و فرزندش «اسماعيل» باز شده است به نام «حجر اسماعيل» كه هر سال صدها هزار نفر از اطراف عالَم به آنجا مىآيند و موظفند در طواف خانه خدا، آن حريم را كه مدفن آن زن و فرزند است، همچون قسمتى از كعبه قرار دهند. بارى صفا و مروه [و سعى ميان آن] از شعائر الهى است؛ زيرا به ما مىآموزد كه براى احياى نام حق و به دست آوردن عظمت آيين آن، همه، حتى كودك شيرخوار نيز تا پايان جان بايستد.
هاجر، مادر اسماعيل، در جايى كه آبى به چشم نمىخورد، تلاش كرد و خدا هم از راهى كه تصور نمىكرد او را سيراب نمود. اين نشان مىدهد كه توكل بر خدا به همراه سعى و تلاش همواره ثمربخش است. صفا و مروه از شعائر الهى است و به همين دليل خداوند بر هر فردى از زائران خانهاش واجب كرد با لباس و وضع مخصوص و عارى از هرگونه امتياز و تشخص، هفت مرتبه براى تجديد آن خاطرهها، ميان اين دو كوه را بپيمايند. كسانى كه در اثر كبر و غرور حاضر نبودند در معابر عمومى، حتى قدم بردارند، و ممكن نبود در خيابانها به سرعت راه بروند، در آنجا بايد براى امتثال فرمان خدا، گاهى آهسته و زمانى «هرولهكنان» پيش روند. بنابر روايات متعدد، اينجا مكانى است كه دستورهايش براى بيدار كردن متكبران است». 1