301
فصل هشتم: ولايت در حج
ولايت با حج، ارتباط تنگاتنگى دارد. براساس آموزههاى دينى، حج بدون ولايت تمام نيست و در درگاه پروردگار پذيرفته نمىشود؛ زيرا چنين حجى همانند صدفى است كه گوهر ندارد؛ از اينرو پيوند حج با ولايت گسستنى نيست و بدون آن چنين حجى رنگ مىبازد. در اينجا به برخى از ابعاد پيوند حج با ولايت مىپردازيم.
1. حج بىولايت، حجى بىروح و پوستهاى بىمغز
حج بدون «ولايت» يعنى آهنگ كعبه بدون «امامت»، حضور در عرفات بدون «معرفت امام»، قربانى در منا بدون «فداكارى در راه امامت»، رمى جمره بدون «دورى كردن از شيطان درونى و بيرونى» و سعى بين صفا و مروه بدون «كوشش در شناخت و اطاعت امام». چنين حجى هيچ سودى ندارد. اگرچه حج يكى از اركان اسلام است «
بُنِي الاسلام عَلى خَمسٍ: عَلَى الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية »؛ «اسلام بر پنج چيز بنا شده: بر نماز، زكات، روزه، حج و ولايت»، ولى هيچ يك از آنها، همانند ولايت، ركن استوار اسلام نيست. از اينرو در ادامه اين روايت آمده است «
وَ لَم يناد بِشَيءٍ كَما نودِي بِالولاية »؛ 1 «هيچ دعوتى از طرف خداوند به اندازه دعوت به ولايت و امامت نيست»؛