292 است، و بندگى نيز واقف شدن به «مقام فقر» خويش در برابر خداى بىنياز است: يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَى اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ؛ «اى مردم! شما (همگى) نيازمند به خداييد؛ تنها خداوند است كه بىنياز و ستوده است». (فاطر:15) معناى اصلى فقر نيز، مكسور، به معناى شكسته است، و گاهى به معناى حفره و جاى خالى هم آمده است. ازاينروست كه فقير به معناى محتاج آمده؛ زيرا حاجت يا نياز، كمبود يا نبود است و مشابهتى با حفره دارد و پيداست كه اگر چنين وضعى براى كسى پيش آيد، شكننده مىشود و نماز در مقام ابراهيم اظهار نياز و فقر است در پيشگاه خداى غنى و بىنياز. در نماز طواف بايد خدا را به چيزى بندگى كرد كه در او نيست. خدا خواسته است كه بندهاش او را به چيزى بندگى كند كه در او وجود ندارد. امتياز بنده از خدا به فقر اوست و امتياز خدا از بنده به غناى اوست. فقر، جامهاى زيبا براى بنده، و غِنى ديباى دلانگيز براى خداست. خدا مىخواهد كه انسان او را با فقر، ضعف، ذلت و انقطاع، بندگى كند و اينها امورى است كه در ذات حق يافت نمىشوند. به بيان ديگر، بندگى با تكبر، و نماز با بىنيازى سازگار نيست.
امام حسين(ع) را در حال طواف خانه خدا ديدند. نزد مقام ابراهيم آمد و نماز گزارد. آنگاه صورت بر مقام نهاد و شروع به گريه كرد و گفت: «بنده كوچك تو در آستان توست؛ خواهنده تو و بينواى تو در پيشگاه توست...» و اين جملات را پيوسته تكرار مىكرد». 1
4. پا جاى پاى ابراهيم(ع)
نماز پشت مقام ابراهيم، نماز در جايگاه ولايت است. مقام ابراهيم جاى پاى مردى است كه در تاريخ بشريت حماسههاى جاويد آفريد؛ او كه خانه توحيد را بنا كرد و در