287 گفت: پياده شويد تا من سر شما را شستوشو دهم، حضرت، هنگام پياده شدن، پا روى سنگ گذاشت و در آن سنگ، اثر كرد؛
ج) هنگام امتثال فرمان ( وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ )؛ «و مردم را به حج دعوت كن» (حج:27) بالاى آن سنگ رفته، اعلان كرد كه مردم به طرف كعبه آمده، حج بهجا آورند. در اين حال، اثر پا در سنگ پديد آمد.
مشابه اين ويژگى، درباره حضرت داود(ع) نيز آمده است، كه خداوند آهن سرد و سخت را در دستان او نرم كرد:
(وَ لَقَدْ آتَينا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ) (سباء:10)
و ما به داود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم. [ما به كوهها و پرندگان گفتيم:] اى كوهها و اى پرندگان! با او [در تسبيح خدا] همآواز شويد و آهن را براى او نرم كرديم.
مطلب مزبور درباره مقام ابراهيم نيز صادق است؛ با اين تفاوت كه در اينجا سخن از «
وَ النّا لَهُ الْحَجَر » [و سنگ را بر او نرم كرديم] است؛ يعنى سنگ سخت، به اعجاز الهى، چنان نرم شد كه پاهاى مبارك حضرت ابراهيم(ع) در آن فرو رفت؛ آنگونه كه اثر آن به جا ماند.
با توجه به مطالب ياد شده، سستى سخن صاحب تفسير المنار 1 كه «آيات بينات» را بر امور عادى، تطبيق كردهاند، روشن مىشود. وى مىگويد: منظور از مقام ابراهيم، عبادتگاه حضرت ابراهيم(ع) است كه زائران كعبه نيز بايد در آن نماز بگزارند: ( وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى )؛ [«از مقام ابراهيم عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد». (بقره:125)]، نه سنگى كه حضرت روى آن قدم گذاشته و اثر آن مانده باشد. و اگر چنين باشد،