283بىترتيب و آزاد و رها شده نيست، بلكه نظام دارد و اين نظام، نظامى منطقى است و فرم و شكل دارد. اين خيلى مهم است.
22. طواف نيابتى
نويسنده كتاب «فضيلتهاى فراموش شده» درباره پدرش «آخوند ملاعباس تربتى» مىنويسد كه در سال 1306ه.ش پدرم عازم مكه معظمه گرديد. چون معلوم نبود كه گذرنامه خواهند داد يا نه، بعضى مىگفتند قاچاق مىرويم.
مرحوم آخوند گفت: من چنين كارى نمىكنم. با آنكه بىنهايت اشتياق زيارت مكه را دارم، ولى برخلاف معمول و قانون عمل نمىكنم. او در همه كارها همينطور بود؛ مثلاً، در زمانىكه خودش به كشاورزى اشتغال داشت، مالياتى مىگرفتند به نام «عشريه». بعضى از مردم نمىدادند و مىگفتند: چون دولت، ظالم است نبايد به او عشريه داد. ولى مرحوم آخوند، هم عشريه را از گندمهايش مىداد و هم زكات شرعى آنها را. بارى بالأخره گذرنامه دادند و مشرّف شدند.
يكى از دوستان آن مرحوم كه در سفر همراهش بود، مىگفت: در مكه در دست مرحوم حاج آخوند، بين مچ تا مرفق، دانههايى بيرون زد و در نتيجه، دست او از پنجه تا بازو ورم كرد و دچار درد شديد شد. با اين حال، ايشان طوافهاى متعددى انجام مىداد و براى آنچه از خويشان و دوستان زنده و مرده كه يادش مىآمد، طواف نيابتى انجام مىداد. آنچه موجب تعجب گشت اين بود كه ايشان با آن دست دردمند، به نيابت از هشتاد نفر نماز طواف نساء خواند. حتى براى كسانى كه اصلاً آنها را نمىشناخت، طواف نيابتى و نماز طواف نساء نيابتى انجام مىداد. تا آنجا كه هركس مىآمد و مىگفت: به نيابت من هم دو ركعت نماز بخوانيد، ايشان بدون هيچ امتناعى برايش نماز مىخواند. 1