281فرمود: آرى. گفتم: آيا اگر طواف واجب هم باشد، مىتوان آن را براى برآوردن حاجت مؤمنى قطع كرد؟ فرمود: آرى. ابان گويد: طواف را رها كردم و براى اداى خواسته دوستم، نزد وى شتافتم. 1
حكايت
صفوان در محضر امام صادق(ع) نشسته بود. ناگهان مردى از اهل مكه وارد مجلس شد، و گرفتارىاى را كه برايش رخ نموده بود، شرح داد. معلوم شد كرايهاى در كار است و آن شخص نتوانسته از عهده آن برآيد. امام(ع) به صفوان دستور داد: فوراً حركت كن و برادر ايمانى خودت را در كارش يارى ده. صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفيق در اصلاح كار و حل مشكل، بازگشت. امام پرسيد: چطور شد؟ صفوان پاسخ داد: خداوند اصلاح كرد. امام فرمود: بدان كه همينكار به ظاهر كوچك كه حاجتى از كسى برآوردى و وقت كمى از تو گرفت، از هفت شوط طواف دور كعبه، محبوبتر و فاضلتر است.
آنگاه امام صادق(ع) افزود: «مردى گرفتارىاى داشت، خدمت امام حسن(ع) رسيد، و از آن حضرت يارى خواست. امام حسن(ع) بلافاصله كفشهايش را پوشيد و راه افتاد. در ميان راه به حسين بن على(ع) رسيدند درحالىكه مشغول نماز بود.
امام حسن(ع) به آن مرد گفت: تو چطور از حسين غفلت كردى و پيش او نرفتى؟ گفت: در آغاز خواستم نزد او بروم و از او در كارم كمك بخواهم، ولى چون گفتند ايشان اعتكاف كردهاند و معذورند، خدمتشان نرفتم. امام حسن(ع) فرمود: اما اگر توفيق برآوردن حاجت تو به او دست داده بود، از يك ماه اعتكاف برايش بهتر بود». 2