272خوب بداند و بفهمد كه در كجاست و با چه كسى هست و در چه موقعيتى قرار دارد، حتماًً دلش تكان مىخورد و حال عجيبى به او دست مىدهد. خود را در آسمان عزّ و شرف، محفوف فرشتگان و همپاى پيغمبران و شبيه چرخندگان به دور عرش خدا مىبيند و در اثر اين همانندى، دنيا و مافيها، در نظرش بىارزشترين چيزها مىآيد -همانگونه كه دنيا در نظر آن بزرگان و اولياى الهى اينگونه بوده است- و يك نوع حال صفا و رقّت و روحانيت مخصوص در خودش مىيابد و لذتى غير قابل توصيف در اعماق روح و روان خويشتن احساس مىكند كه آن حال و آن لذت، در هيچجاى دنيا و در هيچ حالى از حالات زندگى يافت نمىشود و همان حال صفا و رقّت روحى، بهره عظيمى است كه بايد در اين سفر سعادتبخش نصيب انسان شود و جا دارد كه آدمى، هرچه مال و جاه و مقام دنيا را به پيروى از اولياى الهى رها كند، تا آن، حالِ بسيار گرامى را كه رمز تحول روح و سرمايه عزت و سعادت جاودانى است، به دست آورد». 1
ابن ميثم بحرانى مىنويسد:
اما طواف كعبه؛ حاجى بايد قلباً متوجه عظمت، خوف و خشيت و محبت خدا باشد و بداند كه با اين طواف، شبيه فرشتگان مقرّبى است كه بر اطراف عرش طواف مىكنند. خانه مثال در عالم شهادت براى حضور در عالم غيب است و عالم دنيا، براى كسى كه درِ رحمت حق به رويش گشوده شود و عنايت الهى در پيمودن راه، او را دستگير و مددكار باشد، نردبانى براى رفتن به عالم غيب است و اشاره الهى به اينكه بيت معمور در آسمان در مقابل كعبه قرار گرفته است، براى بيان همين موازنه است و اينكه طواف انسانها بر كعبه، همانند طواف فرشتگان بر بيت معمور است، ولى چون