260
گر تو را يك بار «بيتى» گفت يار
گفت «يا عبدى» مرا هفتاد بار 1
ملاحسين كاشفى مىنويسد:
چنانكه در ظاهر، كعبهاى است قبلۀ حق و آن از آب و گل است، در باطن نيز كعبهاى است كه منظور نظر حق است، و آن، دل صاحبدل است. اگر كعبۀ گل، محل طواف خلايق است، كعبه دل، مطاف الطاف خالق است. آن مقصد زوّار است و اين مهبط انوار. آنجا خانه است و اينجا خداوند خانه. 2
عين القضاۀ همدانى مىنويسد:
اى عزيز! بدانكه راه خدا نه از جهتِ راست است و نه از جهتِ چپ، نه بالا
و نه زير، نه دور و نه نزديك. راه خدا در دل است و يك قدم است: «
دَعْ نَفسَكَ وَ تَعالِ »؛ [نفست را رها كن و بالا بيا]. مگر از مصطفى(ص) نشنيدهاى كه او را پرسيدند: «
أينَ اللهُ »؛ [خدا كجاست؟] فرمود: «
في قُلوبِ عِبادِهِ الْمُؤْمِنين »؛ «در دل بندگان مؤمنش». «
قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيتُ الله » اين باشد. دل طلب كن كه حج، حج دل است. 3
«اى عزيز! هنوز قالبها نبود و كعبه نبود كه روحها، به كعبه زيارت مىكردند. دريغا كه بشريت [بشر بودن ما] نمىگذارد به كعبه ربوبيت برسيم. و بشريت نمىگذارد كه ربوبيت، رخت بر صحراى صورت نهد. هر كه نزد كعبۀ گِل رود، خود را بيند و هر كه به كعبۀ دل رود، خدا را بيند». 4
«اى عزيز! حرم دو است: حرم ظاهر و حرم باطن. گِرد بر گِرد مكه، حرم ظاهر است و گرد بر گرد دل مؤمن، حرم باطن است. در ميان حرم ظاهر، كعبهاى است قبلۀ