205آنگاه كه توبهاش پذيرفته شد، خدا آن فرشته را كه انيس آدم(ع) در بهشت بود به صورت «دُرّى سفيد» بر آن حضرت فرود آورد. آدم(ع) از ديدن او
خوشحال شد، اما او را بيش از آنكه گوهر سفيدى است، به عنوان ديگرى نمىشناخت. پس، به امر خدا به صورت اوليهاش برگشت و خود را به آدم(ع) معرفى كرد و او را به ياد ميثاق معهود افكند. آدم(ع) بعد از اينكه او را شناخت، گريهكنان بهسوى او رفت و او را بوسيد و تجديد عهد كرد. بار دگر خدا او را به صورت درّى سفيد و جوهرى درخشان متحوّل ساخت و از اين پس، آدم(ع) او را - تعظيماً - بر دوش خود حمل مىكرد و با او انس مىگرفت و هر سال نزد آن گوهر آسمانى اقرار به پيمان معهود مىكرد و آن را مىبوسيد تا وقتى كه «كعبه» بنا شد. به امر خدا، آن «درّه بيضاء» در همان مكان كه اكنون هست [ركن شرقى كعبه] نصب شد؛ زيرا محلى كه خدا از اولاد آدم(ع) پيمان گرفت، همين محل بود و در همين مكان بود كه ميثاق متّخذ از آدميان به آن فرشته و امين خدا سپرده شد و از همين ركن است كه جبرئيل، بر حضرت قائم(عج) فرود مىآيد و با آن حضرت بيعت مىكند و همين مقام است كه قائم(عج) هنگام ظهور به آن تكيه مىدهد و سخن مىگويد». 1