178اين محل را محل حرام [مانند ماههاى حرام در جاهليت] قرار داده كه در اينجا بايد اسلحه را به زمين بگذارند، حسّ اذيت و آزار را كنار بگذارند، صيد حرم نكنند، گياه حرم را نكنند، تا چه رسد به اينكه خون انسانى را در حرم بريزند. اسلام خواسته، به اين وسيله، محيط صلح و امنيت و صفا به وجود آورد». 1
«اين فضيلتِ امنيت را جز كعبه، جاى ديگرى در زمين ندارد. آنجا پناهگاهى امن براى هر ترسان و هراسانى است. چنين ويژگى و فضيلتى را اين خانه از زمانى داراست كه ابراهيم و اسماعيل آن را بنا كردند و ستونهايش را برافراشتند. حتى در روزگاران جاهليت عرب و در دورهاى كه از دين ابراهيم منحرف گشتند و از توحيد خالص و يگانهپرستىاى كه اين دين نمايانگر آن است به دور ماندند، باز هم كعبه چنين بود. و در آن روزگاران نيز حركت كعبه شهرت داشت و آوازه فضيلتش طنينانداز بود. همانگونه كه حكايت شده است: شخصى كسى را مىكشت و پشمى به گردن خويش مىانداخت و وارد حرم بيتالله مىشد. چه بسا فرزند مقتول، او را مىديد و با وى روبهرو مىگرديد، ولى ديدار قاتل، او را برنمىانگيخت و به هيجانش نمىانداخت و او تا از آنجا بيرون نمىرفت، در امن و امان بود. اين، تكريمِ خداى سبحان، نسبت به اين خانه خويشتن است و چنين امن و امانى، حتى در آن روزگارانى كه مردمانِ پيرامون آن، غرق جاهليت بودند، مشهود است.
همچنين، از جمله تكريم كعبه و از مصاديق امنيت، تحريم شكارِ آنجا و تاراندن آنها از لانه و آشيانه و تحريم قطع درختان و گياهانِ آنجاست. رسول خدا(ص) در روز فتح مكه فرمود:
اين شهر را خداوند در آن روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، حرام كرده است. لذا اين شهر با تحريم خداوندى، تا روز رستاخيز حرام گشته است. پيش از من، جنگ در آن بر كسى حلال نشده است و براى من هم، جز در