175اين بيت همگانى است. هيچ شخصيتى و هيچ رژيمى و هيچ طايفهاى حق تقدم در آن را ندارد. اهل باديه و صحرانشينان و خانه به دوشان، با عاكفان كعبه و شهرنشينان و دولتمردان در آن يكسان هستند. 1
كدام خانهاى سزاوارتر از كعبه و خانه امن و خانه مردم كه در آن، به هرچه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دون صفتى است، عملاً و قولاً پشت شود. 2
شناخت عظمت و رحمت خداوند در حج، به معنى تأمل در پايهگذارى اين خانه است كه در عين حال، هم خانه خداست و هم خانه مردم. هم جايى است كه انسانِ نيازمند، بدان روى مىكند و هم نقطهاى است كه عظمت آيين الهى در آن جلوهگر مىشود، آميزهاى از شكوه و عظمت و صفا و سادگى، يادگارى از نخستين نداى توحيد، و جايگاهى براى تحقق وحدت كلمه. هم نشاندارِ جاى پاى مجاهدان صدر اسلام كه غريبانه در آن مبارزه كردند و مظلومانه از آن هجرت نمودند و فاتحانه و مقتدرانه بدان بازگشتند و آن را از نشانههاى جاهليت عرب پيراستند و هم معطر به نفَس نيايشگران و جاى سجده متعبدان و دست نيازِ ثناگويان. هم مَطلع خورشيد اسلام در آغاز و هم مشرق طلوع موعود در انجام؛ هم پناهگاه دلهاى رميده و هم اميدبخش جانهاى به ستوه آمده! اينجاست كه كعبه خانه مردم مىشود در عين حال كه خانه خداست. تشريع فريضه حج و ترتيب مناسك آن، هم نشانه عظمت است و هم آيت رحمت. با اين شناخت است كه دلها به مشاهده كعبه شريف در مسجدالحرام منقلب مىشود و بيراههها به صراط مستقيم مىپيوندند و انسانها دگرگونه مىشوند. 3