46ولى براى رهبرى و حفظ آن در تمام اعصار فكرى نكرده باشد.
پيامبرى كه از بيان كوچكترين مسئله در زمينه سعادت بشر دريغ نكرده است، چگونه مىتواند براى شريعتى جهانى و ابدى، فردى را تعيين نكند كه متولى شريعت باشد تا در موقع لزوم، آن شريعت را به جهانيان ارائه دهد. 1 ازاينرو هرگز پيامبراكرم(ص) درباره سرپرستى امت و متولى شريعت، سهلانگارى نكرده، و تعيين چنين امام و رهبرى را كه زمام امور دنيوى و اخروى مردم به دست اوست، به انتخاب مردم يا شورا واگذار نكرده است؛ زيرا انتخاب مردم و تصميمگيرى افراد شورا، خالى از اغراض نفسانى و جوسازىهاى كاذب و پيروى از حزب، سازمان، قبيله و شخص نبوده و نخواهد بود تا چه رسد به آن مواردى كه اصل انتخاب، فرمايشى و صورى باشد. اگر هم بنابر فرض، افراد در انتخاب مردم يا شورا هيچگونه غرضورزى نكنند و فقط دنبال مصلحت خود يا جامعه باشند، آيا از باطن و نيت آن نامزد رياست باخبرند؟ بسيار اتفاق مىافتد كه فردى براى رسيدن به رياست، سالها زمينهسازى مىكند و چون به قدرت مىرسد، شروع به تاخت و تاز مىنمايد. درخور توجه است كه اين دليل قاطع، در كلام حضرت مهدى(عج) در زمان كودكى ايشان آمده است؛ «شيخ صدوق(رحمة الله)» نقل مىكند:
«سعدبنعبدالله قمى» با «احمدبناسحاق» به ملاقات امام عسكرى(ع) شرفياب شدند. بعد از مذاكرات امام با احمدبناسحاق، حضرت به سعدبنعبدالله فرمود: «مسائلى كه مىخواهى بپرسى از نور چشمم، اين پسربچه، سؤال كن». سعد از اين آقازاده بزرگوار سؤالاتى كرد و جواب گرفت. سپس عرض كرد: «مولاى من! چرا مردم نمىتوانند امامشان را خودشان انتخاب كنند و معيّن نمايند؟». امام پرسيد: «مراد، امام صالح و اصلاحگر است يا امام فاسد و مفسد؟» سعد عرض كرد: «امام صالح». حضرت فرمود: «كسى از قصد و نيت مردم آگاهى ندارد كه آيا طالب صلاح است يا فساد؟ بنابراين آيا