279همسايگان بر يكديگر و حتى حقوق حيوانات بر انسانها 1، زندگى بشرى رنگ و بوى ديگرى پيدا مىكند. اگر بر فقه و حقوق اسلامى، دستورهاى اخلاقى را ضميمه كنيد و محبت، ايثار، نوعدوستى و گذشت بر جامعه حاكم شود، آيا جايى براى ستم و تجاوز باقى مىماند؟ آيا بوى بهشت و بهشتيان از چنين جامعهاى به مشام نمىرسد؟
به يقين، مسئوليت همه مكلفان، از پير و جوان، زن و مرد، در آشكار و نهان، در شهر و بيابان، امر بهمعروف و نهى از منكر است كه ترك كننده آن، مرده متحرك معرفى شده، و انجامدادن آن از بزرگترين تكاليف دانسته شده است. در اهميت آن همين بس كه على(ع) فرمود:
وَما أعمالُ البرِّ كُلُّها وَالجْهادُ في سبيلِ اللهِ عِنْدَ الأمر بِالمَعروفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنْكرِ إلاّ كَنَفْثةٍ في بَحرٍ لُجّي. 2
تمامى كارهاى نيكو و جهاد در راه خدا، برابر امر بهمعروف و نهى از منكر چونان قطرهاى بر درياى مواج و پهناور است.
علت وجوب امر به معروف و نهى از منكر، اجراى عدالت وحق در جامعه است تا بر اثر اين نظارت عمومى، كسى از عدل و حق پا را فراتر نگذارد. همچنين اسلام به همگان دستور مىدهد كه به يكديگر توصيه حق و توصيه صبر داشته باشند: تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر: 3) و نيز يكديگر را نصيحت كنند. قرآن به پيروان خود دستور مىدهد كه با دشمن خود نيز براساس عدالت رفتار كنند. مبادا بغض ودشمنى، باعث شود كه افراد را از عدالت و رعايت آن، حتى در مورد دشمنان خود دور گرداند 3؛ زيرا يكى از عوامل ظلم و حقكشى، همين كينهتوزى به يكديگر است.