278كه انبيا به دنبال آن بودند، عدالتخواهى و عدالتپرورى است. خداوند حكومتى را كه خواسته صاحبان ايمان و در رأس آنها رسولان و امامان(عليهم السلام) هستند، اينگونه ترسيم مىكند:
الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّٰاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ آتَوُا الزَّكٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ (حج:41)
همان كسانىكه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند وزكات مىدهند و امر بهمعروف و نهى از منكر مىكنند و پايان همه كارها ازآنِ خداست.
اين آيه حكومتى را توصيف مىكند كه مردمان آن، هم با خدا ارتباط دارند و هم به محرومان جامعه توجه مىكنند. آنان يكديگر را به خوبى توصيه مىكنند و از بدى باز مىدارند. بهيقين چنين جامعهاى عدالتمحور است.
احكام اسلام، تجلّى عدالتخواهى
براى آگاهى از ماهيت حكومت مورد نظر پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) كافى است به محتواى مكتب اسلام و بايدها و نبايدهاى آن و بهويژه بهمسائل اخلاقى اسلام كه بشر را از تاريكىهاى وهم و صفات زشت، به عالم نور و تزكيه نفس رسانده است، نگاهى بيفكنيم، آنگاه خواهيم ديد كه آن حكومت عادلانه چيزى غير از اجراى احكام اسلامنخواهد بود.
با نگاهى به فقه اسلام در بخش معاملات درمىيابيم كه شارع تا چه اندازه دقت كرده است تا جلوى ظلم و ستم گرفته شود. حتى احكام عبادات مانند اباحه مكان، لباس، قربانى، لباس احرام و... بر مبناى ظلمستيزى است تا از تصرف ظالمانه مال و حق مردم جلوگيرى كند.
همچنين با نگاهى به مسائل حقوقى اسلام همچون حقوق والدين و فرزند بر يكديگر، حقوق زن و شوهر بر يكديگر، حقوق كارفرما و كارگر بر يكديگر، حقوق