265است؛ براى مثال از كتاب نعمانى نقل شد كه اسلام همانگونه كه در ابتداى ظهور آن غريب بود، به غربت كشيده مىشود و چون حضرت مهدى(عج) احكام اسلام را بيان مىكند، براى مردم تازگى دارد و مىگويند حضرت، ما را به دين جديد دعوت مىكند. در حالى كه امروزه هنوز اسلام و احكام مهم آن مانند نماز، روزه، حج، توحيد، معاد و... آنطور فراموش نشده است كه غريب شده باشد.
ثانياً: بايد زمينه پذيرش انقلاب جهانى حضرت در درون دلها فراهم آيد؛ چون پيروزى هر نهضت و انقلابى بستگى به آمادگى تمامى اوضاع و شرايط آن دارد و از شرايط مهم موفقيت هر نهضتى، اين است كه عموم ملت خواستار آن انقلاب باشند.
در واقع حضرت مىخواهد تمام اختلافات نژادى، زبانى و دينى را برطرف سازد، جهان را با يك حكومت نيرومند اداره نمايد، دست گرگصفتان را قطع كند، كفر و ماديگرى را ريشهكن سازد و عموم جهانيان را به برنامههاى الهى متوجه كند. خلاصه اينكه حضرت مىخواهد معبودهاى دروغين و فتنهانگيز را كه گاهى به بهانه مرز، نژاد، مرام، حزب، قاره و... آتشافروزى مىكنند، ريشهكن سازد و بشر را به خواسته فطرى، يعنى داشتن اعتقادات و افكار سالم و برقرارى عدالت اجتماعى برساند. بهيقين چنين نهضت بزرگى بدون فراهمشدن شرايط و اسباب آن امكانپذير نخواهد بود.
بهطور قطع روزى مىرسد كه مردم از فرمانروايان بشر و برنامههاى آنان نااميد مىشوند و با به ستوه آمدن از مشكلات و گرفتارىها، رو به سوى خدا و قوانين او مىكنند و چاره دردها و مشكلات اجتماعى را در پيروى از مكتب انبيا مىدانند.
آرى، احساس مىكنند كه به دو چيز گرانبها احتياج دارند:
1. برنامه و قوانين كامل و دستنخورده و روشن الهى؛
2. يك زمامدار پاك و معصوم و مقتدر كه در اجراى احكام الهى دچار اشتباه و خطا نشود.
به نظر مىرسد كلام امام صادق(ع) به «هشامبنسالم» ناظر به همين مقطع زمانى است؛ زيرا حضرت فرمود: «تا همه اصناف مردم به حكومت نرسند، صاحبالامر قيام نمىكند.