237ج) شيخ صدوق(رحمة الله) نقل مىكند كه اسحاقبنيعقوب به محمدبنعثمان عَمرى نايب دوم امام زمان(عج) در زمان غيبت صغرا نامهاى داد و در آن نوشت: «چند مسئله است كه مىخواستم از حضرت مهدى(عج) جواب بگيرم». جواب به خط حضرت آمد كه متضمّن مطالبى بود. از جمله در آن چنين آمده بود:
امَّا الحَوادِثُ الْواقِعَة فَارْجِعُوا فِيها الى رُواةِ حَدِيثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتي عَلَيْكُم وَأَنا حُجَّةُالله عَلَيهم. 1
در مسائل و حوادثى كه پيش مىآيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد كه آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم بر آنان.
بنابراين ائمه اطهار(عليهم السلام) بهويژه حضرت مهدى(عج) شيعيان و پيروان خود را به راويان احاديث (فقها) ارجاع دادهاند. فقهايى كه داراى نظر و تشخيصاند و مىتوانند روايت صحيح را از ناصحيح جدا كنند. البته در روايات به مقام علمى آنها بسنده نشده است. بلكه آنان بايد انسانهايى پرهيزكار و باتقوا باشند. طبرسى در كتاب احتجاج از امام عسكرى(ع) نقل مىكند كه حضرت فرمود:
فَاَمَّا مَن كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنفْسِهِ حافظاً لِدِينهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطيعاً لِأمرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ وَذلكَ لايَكُونُ الاّ بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعةِ لا جَميعَهُم. 2
بايد از فقيهانى پيروى و تقليد كرد كه خويشتندار و حافظ دين و ايماناند و با خواستههاى دل مخالفت مىكنند و مطيع امر الهىاند، و آن هم گروهى از فقيهان خواهند بود.
از اين روايات چنين برداشت مىشود كه در زمان غيبت امام زمان و حتى زمان حضور امام در صورتى كه دسترسى به امام نداشته باشيم، بايد براى دريافت احكام و حوادثى كه پيش مىآيد به فقها و عالمان ربانى مراجعه كنيم. سعدى مىگويد:
عابد و زاهد و صوفى همه طفلان رهند
مرد اگر هست بهجز عالم ربانى نيست