102مىتوانيم به خدمت حضرت برسيم.
گاهى برخى افراد با عبارتهاى نامناسبى از حضرت گلايه مىكنند كه مثلاً: «مهدى من آمدم. اما شما به من توجه نكردى!» در حالى كه ما بايد به وظايف خودمان در زمان غيبت عمل كنيم و او خود مىداند كه با ما چگونه رفتار كند. 1
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بندهپرورى داند
خلاصه بحث
از راههاى اثبات وجود حضرت بقيةالله اعظم كه براى تمام مردم قابل فهم است، بررسى كسانى است كه به محضر حضرت مهدى رسيده و ايشان را ملاقات كردهاند. اين افراد به چند دسته تقسيم مىشوند:
1. كسانى كه در زمان حيات امام عسكرى(ع) ايشان را زيارت كردهاند؛ مانند حكيمه خاتون، نسيم، ابونصر، عقيد، معاويةبنحكيم، محمدبنايوب، محمدبنعثمان، احمدبناسحاق قمى و ديگران.
2. كسانى كه در غيبت صغرا با حضرت ملاقات كردهاند كه تعدادشان بسيار بوده است و در رأس آنها چهار نايب خاص حضرتاند كه تمامى آنها از بزرگى و وثاقت ويژهاى برخوردار بودند. صاحب كفايةالموحدين 108 حكايت را نقل مىكند كه تمامى آنها در غيبت صغرا خدمت امام(ع) رسيدهاند كه يكى از آنها جناب ابنمهزيار است.
3. كسانى كه در غيبت كبرا حضرت را ملاقات كردهاند، در زمانها و مكانهاى مختلفى بوده است كه تعداد آنها از حد تواتر مىگذرد. فقط محدث نورى در كتاب نجمالثاقب به صد حكايت اشاره مىكند كه به صحت آنها مطمئن است.
در ادامه، ضمن بيان توقيع حضرت، به شبهه چگونگى جمع بين اثبات ملاقات و فرمايش حضرت در تكذيب مدعيان ملاقات، جوابهايى داده شد.