152بهره مىبُرد از جمله نزد منصور، از او بدگويى و خبرچينى كردند و منصور از همينرو پس از رفتن به حج، خبرچين را احضار كرد و به او گفت: «آيا سوگند مىخورى؟» گفت: بله، و همين كار را هم كرد. در اين هنگام جعفر(ع) به منصور گفت: «آنگونه كه من مىگويم او را سوگند ده». منصور گفت: «تو خود او را سوگند ده». جعفر(ع) به آن گفت: «بگو: از نيرو و قدرت خداوند بيزارى مىجويم و به نيرو و قدرت خويش پناه مىبرم [و سوگند مىخورم] كه جعفر(ع) چنين و چنان كرد». خبرچين در آغاز، درخواست جعفر(ع) را نپذيرفت. اما پس از لحظاتى، همانگونه كه جعفر گفته بود سوگند خورد و هنوز سوگندش را به پايان نرسانده بود كه همانجا هلاك شد.
از ديگر كرامات جعفر صادق(ع) اين است كه يكى از گردنكشان، يكى از محبان او را كشت. جعفر صادق(ع) آن شب را با خواندن نماز سپرى كرد و آنگاه هنگام سحر، آن مرد گردنكش را نفرين نمود. اندكى بعد، آن مرد هلاك شد و صداى شيون از خانهاش به گوش رسيد.
از ديگر كرامات جعفر صادق(ع) اين است كه حكم بن عباس كلبى درباره زيد، عموى جعفر، چنين سرود:
صَلَبْنا لَكُم زَيداً عَلَى جِذْعِ نَخلَةٍ
وَ لَم نَرَ مَهديا عَلَى الجِذعِ يصلَبُ. 1
هنگامى كه جعفر صادق(ع) اين شعر را شنيد، گفت: «خدايا! يكى از سگهايت را به جان او [حكم بن عباس كلبى] بينداز. حكم بن عباس پس از اين نفرين، طعمه شير شد.... 2
20. شيخ عبدالله شبراوى شافعى (متوفاى 1171 ه . ق)
وى مىگويد:
پيشواى ششم، جعفر صادق(ع) نام دارد كه از مناقب فراوان و فضايل پرآوازه