107صحت آن را تأييد كرده و حافظ ذهبى ديدگاه وى را پذيرفته است. 1
بعيد به نظر مىرسد كه مقصود پيامبر(ص) از اين حديث، پيوند خويشاوندى ايشان و حسين(ع) باشد؛ بهويژه با توجه به بخش دوم حديث مذكور كه فرمود: «و من از حسين هستم». بنابراين پيامبر اكرم(ص) در اين حديث، موضوعى دقيقتر و ژرفتر را در نظر دارد و احتمالاً به وحدت هدف و روش، و نيز به همسانى روحيه رسالتمدار خود و حسين(ع) در راه تحكيم رسالت خداوند و پاسدارى از اصول آن اشاره مىكند؛ رسالتى كه هدفش اصلاح انسان، نجات وى از تاريكىهاى نادانى و پيشرفت او در دستيابى به كمال مطلوب است.
3. خبر پيامبر(ص) براى دوستداران حسين(ع)
پيامبر(ص) فرمود:
«اَحَبَّ اللهُ مَنْ احَبَّ حُسيناً»؛ «خداوند، دوستدار حسين را دوست مىدارد». اين سخن بخشى از ادامه حديث پيشين است. بنابراين يادآورى منابع اين سخن و نقل سخنان علما در تأييد آن ضرورتى ندارد؛ زيرا مطالب مذكور در فضيلت دوم، در مورد اين سخن هم صدق مىكند.
4. حسين(ع)، امتى ميان امتها
پيامبر(ص) فرمود:
«حسين، سبط من الاسباط»؛ «حسين، امتى از امتهاست». اين عبارت نيز ادامه حديث مذكور در فضيلت دوم و سوم است كه ترمذى آن را چنين نقل مىكند: «حسين از من است و من از حسين هستم. خداوند دوستدار حسين را دوست مىدارد! حسين امتى از امتهاست». منابع روايى و سخنان علما در تأييد حديث مذكور، كه در فضيلت دوم بيان شد، براى اثبات اين عبارت نيز كفايت مىكند.