79
اشكال: اينكه خليفه اول از ديگران مسنتر بوده است، نمىتواند دليل شايستگىاش باشد؛ زيرا افراد مسنتر از او، از جمله پدرش ابوقحافه نيز در ميان مسلمانان بودهاند. در امور دينى، سن ملاك نيست؛ چنانكه برخى انبيا مثل عيسى يا يحيى در خردسالى به نبوت رسيدهاند. همچنين دانش نسبشناسى با فرض ثبوت آن، هر چند در فرهنگ جاهلى به جهت فخرفروشى مورد توجه بوده است، اما از دانشهايى نيست كه اسلام فراگيرى آن را به مسلمانان توصيه كرده باشد. افزون بر آن، داشتن اين دانش چه نقش و تأثيرى در جانشينى پيامبر (ص) دارد؟
5. نظريه افتراض
در برخى منابع اهلسنت (مثل كنزالعمال حديث 14132) از عايشه نقل شده است كه اگر پيامبر مىخواست كسى را به جانشينى خود برگزيند، همانا پدرم و سپس عمر و سپس ابوعبيده را برمىگزيد.
چون اهلسنت همسر پيامبر را همراه و معاشرِ ايشان مىدانند، اين برداشت او را كاشف نظر پيامبر (ص) به حساب مىآورند.
اشكال: اين برداشت شخصى است نه نقل قولى از پيامبر (ص) . برداشتهاى افراد اعتبارى ندارد؛ در عين حال، سن همسر پيامبر و دوران زندگى او در كنار حضرت و نقل فضيلت براى پدر خود، در اعتبار اين سخن وى ترديد جدى وارد مىسازد. علاوه بر اين، سخن او بر واقعيت بيرونى هم انطباق نيافته است؛ چون ابوعبيده به خلافت نرسيد. ازاينرو يا اين برداشت نادرست بوده و يا مردم به خطا انتخاب كردهاند. علاوه بر آنكه خود خلفا به اين برداشت استدلال نكردهاند. وگرنه لزومى به وصيت