77اول با لزوم حضور او در لشكر اسامة بن زيد كه پيامبر (ص) همه را موظف به آن نموده بود، از سستى اين استدلال حكايت دارد.
2. نظريه همراهى خليفه اول با پيامبر (ص) در غار
اين ديدگاه، بر اساس حضور ابوبكر در هنگام هجرت پيامبر (ص) به مدينه و همراهى با ايشان در غار بنا شده است .(إِذْ هُمٰا فِي الْغٰارِ إِذْ يَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا...» (توبه:40).
اشكال : در آيه، نامى از همراه برده نشده است به همين جهت برخى، در مصاحبت خليفه اول با پيامبر (ص) در غار حرا، به جهت احتمال تشابه اسمى با فرد ديگرى ترديد كردهاند. از سوى ديگر، صرف همراهى، دليل فضيلت نيست؛ بهويژه با توجه به ترس و نشانههاى نگرانى و اندوهى كه مصاحب از خود نشان داده و قرآن به آن اشاره دارد. برعكس، خوابيدن على عليه السلام در بستر پيامبر (ص) در همان شب و خود را فدايى او كردن و آمادگى براى شهادت، به مراتب فضيلت بزرگترى است كه مىتواند مبناى استدلال بر شايستگى شود.
3. نظريه قرابت
هر چهار خليفه با پيامبر نسبت خويشاوندى (پدر زنى براى خليفه اول و دوم و دامادى براى خليفه سوم و چهارم) داشتهاند. اينها نشانه شايستگى است.
اشكال: اين ويژگى، منحصر به يكى از آنان نبوده، خصوصاً اينكه در جامعۀ آن عصر، روابط خويشاوندى مفهوم امروزى را نداشته است. با