76 توجيههايى بيابند تا انتخاب خلفا را مشروع جلوه دهند. آنها در سايه اين مشروعيتبخشى، يعنى روند دليلتراشى براى توجيه سه فرايندِ طىشده و انتخاب حاصل از آن، چند نظريه يا تحليل ارائه كردهاند:
1. نظريه نماز
اين نظريه بر دو مقدمه بنا شده است: اول آنكه در ايام بيمارى منتهى به رحلت پيامبر (ص) ، حضرت به همسرش عايشه دستور داد تا از پدرش ابوبكر بخواهد امامت نماز را بهعهده بگيرد. نقلكنندگان اين داستان معتقدند كه پيامبر (ص) ، پس از احساس بهبودى، به مسجد رفت و با اينكه ابوبكر از ايشان خواست نماز را ادامه دهد، رسول خدا (ص) كنار نشست و اجازه داد نماز به امامت ابوبكر پايان پذيرد. مقدمه دوم اين نظريه آن است كه همانطور كه ابوبكر شايستگى امامت در نماز را داشت، شايسته امامت عظمى و جانشينى پيامبر است.
اشكال: بر اين برداشت، نقدهاى فراوانى وارد است. محققان راوىشناسى به وجود راويان ضعيف و نامعتبر فراوانى در سلسله اسناد اين واقعه اشاره كردهاند. محقق ارجمند سيد على ميلانى در كتاب «صلاة ابىبكر» به صورت گسترده اين ارزيابى را به انجام رسانده است. علاوه بر آن، در استدلال به اين واقعه، ميان امامت در نماز و جانشينى پيامبر ملازمه نيست؛ زيرا اگر امامت جماعت معيار صلاحيت براى امامت عظمى باشد، افراد ديگرى نيز همچون عمرو عاص در جنگ ذات السلاسل و سالم، خدمتكار ابن حذيفة و... در نماز امام بودهاند، ولى هيچيك بر اين اساس، مدعى جانشينى پيامبر (ص) نشدهاند. از جانب ديگر، تعارض حضور خليفه