75 است؟ آيا صرفاً مىخواست بعضى بستگان خود را در چشم مردم عزيز كند؟ اگر چنين باشد، آيا رسول خدا را از شأن پيغمبرى و قداست و طهارت به خويشاوندگرايى پايين نياوردهايم؟ آيا پيامبر (ص) نسبت به خانواده و خاندانش تعصب داشته و از هر فرصتى استفاده مىكرده است تا آنها را به رخ ديگران بكشد؟ اما اگر پيامبر در پس بازگو كردن اين فضائل و ويژگىها هدفى داشته، آن هدف چه بوده است؟ به يقين، هدف اين بوده است كه اينها را نسبت به انسانهاى ديگر عصر و زمانه خود برترى بدهد. پيامبر خواسته است بگويد كه اينها از جهت ايمان و شخصيت و نه انتساب و خويشاوندى مطلوب من هستند.
طبيعتاً كسى كه مطلوب پيامبر (ص) باشد، شايستگى جانشينى او را دارد. كسى كه نسبت به انسانهاى ديگر، قد و قامتِ شخصيتى بلندترى دارد، مناسب جانشينى اوست. اين مفهوم را به راحتى مىتوان از سخنان پيامبر (ص) در بيان فضيلتهاى اهلبيت عليهم السلام درك كرد؛ به شرط آنكه اگر اكنون عمل پيشينيان را تخطئه كرديم، نگران آن باشيم كه به جنگ تاريخ رفتهايم. شايد پيشينيان همانند ما مىانديشيدهاند و ملاكهاى امروز ما را مىپسنديدهاند. ولى انتخابشان با انتخاب ما متفاوت بوده است و اگر مبناى افضليت را در نظر مىگرفتند با ما همراهتر مىشدند.
نظريههاى مشروعيتبخشى جانشينى پيامبر (ص) در ديدگاه اهل سنت
پيش از اين، سه فرايند انتخاب جانشين پيامبر (ص) يا خليفه را در ديدگاه اهلسنت بيان كرديم. اهلسنت با وجود اينكه نص و دليل صريحى درخصوص تعيين جانشين پيامبر (ص) ندارند، در دورههاى متأخر كوشيدهاند