138 ثالثاً: در آيات قبل و مشابه آن كه درباره احكام است، فرمانِ ابلاغ وجود ندارد؛ چون وظيفه پيامبر (ص) تشريع است و آن حضرت در طول مدت 23 سال رسالت خود را انجام داده است. اما مقيد كردن به ابلاغ در اين آيه نشان مىدهد كه اهميت موضوع اين آيه، با احكامى مثل نجس بودن خون و مانند آن كه در آيات پيشين آمده، يكى نيست. بلكه به موضوعى ما فوق اين امور مربوط است كه همان مسأله ولايت و امامت امت است.
تواتر واقعه غدير
واقعه غدير، از رخدادهاى آشكار و مشهور تاريخ اسلام است كه شايسته است داستان آن را براساس يكى از منابع معتبر اهلسنت بررسى و مرور كنيم؛ مثلاً داستان را آنگونه كه در منابعى مثل مستدرك الصحيحين حاكم نيشابورى يا مجمع الزوائد هيثمى يا سنن ترمذى آمده و نقل آنها شبيه به هم است يا خصائص نسائى، مسند احمد بن حنبل يا سنن ابن ماجه، بهعنوان منبع نقل محورى خود انتخاب كنيم. نقلهايى كه در منابع شيعه آمده است، تفاوتهايى در ظاهر دارد؛ مثلاً دعاى
«أَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ و َ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهْ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَله»، دربعضى از نقلها نيست و در بعضى فقط يك جمله است. لذا در گفتوگوهاى عقيدتى مدافعهگرايانه، بايد نقلى را ارائه كنيم كه مخاطب در صورت مراجعه به منبع، به درستى نقل ما اعتماد كند.
در خصوص واقعه غدير، بسيارى از كتابهاى اهلسنت يا به تواتر لفظى سخنان پيامبر در اين باره اعتقاد دارند يا به تواتر معنوى حديث