60كرد؟ خلاصه آنكه، باور به عدالت و اجتهاد همه اصحاب، با اقرار به گمراهى برخى حاكمان زمان ناسازگار است؟
3. بر پايه معيارهاى اهل سنت، چه تفاوت اساسىاى بين خلافت اين پنج تن و خلافت ساير افراد وجود دارد؟ آيا مىتوان تفاوتى بين خلافت عثمان و خلافت معاويه در شيوه حكمرانى قائل شد؟ معاويه بيتالمال را به دلخواه خود مصرف مىكرد، عثمان نيز چنين مىكرد. معاويه در نصب حكام، معيارهاى اسلامى را رعايت نمىكرد، خليفه سوم نيز چنين بود؟ براى نمونه، وى وليدبنعقبه را به حكومت كوفه نصب كرد. مواردى از اين دست بسيار است. تنها تفاوتى كه در ظاهر امر به چشم مىخورد، اين است كه معاويه كاخنشين بود، ولى عثمان اينگونه نبود.
4. اگر كاخنشينى دليل بر گمراهى و تبديل خلافت به پادشاهى است، چرا عمر و عثمان در زمان خلافت خويش معاويه را به سبب روى آوردن به كاخنشينى توبيخ و ملامت نكردند؟! درحالىكه باخبر بودند معاويه كه منصوب از سوى خود آنهاست، در كاخ سبز زندگى مىكند و حكومت شاهنشاهى تشكيل داده است؟ آيا سكوت خليفه دوم و سوم در مقابل اين رفتار معاويه، امضاى آن به حساب نيامده، جواز و صحت چنين رفتارى را به اثبات نمىرساند؟ در اين صورت، چه تفاوتى بين روش معاويه و منش خلفاى دوم و سوم در حكمرانى وجود دارد؟