211دخترى داشتم كه چشم درد داشت. ما به ابنتيميه اعتقاد داشتيم. او رفيق پدرم بود و پيش ما مىآمد و با پدرم ديدار مىكرد. با خودم گفتم كه از خاك قبر ابنتيميه بردارم و آن را در چشم دخترم، همانند سرمه بمالم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و هيچ سرمهاى نيز فايده نداشت. پس سر قبر ابنتيميه رفتم. ديدم مردى بغدادى خاكهاى قبر ابنتيميه را در كيسهها جمع مىكند. گفتم: «با اينها چه مىكنى؟» گفت: «من آنها را براى درد چشم برمىدارم تا آنها را به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم». گفتم: «آيا اين خاك فايده دارد؟» گفت: «بلى، من آن را تجربه كردهام». پس بر يقينم افزوده شد و مقدارى از خاك قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم ماليدم، درحالىكه او خوابيده بود. پس فوراً چشمش بينا شد.
اين داستان را با شيخالإسلام ابوعمر مقدسى در ميان گذاشتم، او نيز تعجب كرد. اين قضيه را از من در حضور مردم سؤال كرد، من نيز داستان را نقل كردم. 1
وقتى پيروان ابنتيميه، آب غسل او را به منظور استشفا مىنوشند، چه جاى اشكال به خوردن خاك كربلا براى شفاست؟ وقتى خاك قبر ابنتيميه شفادهنده باشد، چه اشكالى دارد كه خداوند، همين اثر را در خاك قبر سيدالشهداء(ع) قرار داده باشد؟