146زكات، حج و ولايت. ساير مباحث اصول و فروع نيز به همين اصول و فروع ياد شده، باز مىگردد.
2. اين ادعا كه امامت، در بين اصول دين از همه مهمتر دانسته شده، سخنى نادرست است و تهمتى ناروا به شيعه است. از نظر شيعه، اصول اعتقادات سه مورد است:
الف) مبدأشناسى كه در اعتقاد پيروان اهلبيت(عليهم السلام) خود به دو اصل تقسيم مىشود: توحيد و عدل؛
ب) راهنماشناسى كه در اعتقاد پيروان اهلبيت(عليهم السلام) خود به دو اصل تقسيم مىشود: نبوت و امامت؛
ج) مقصدشناسى كه همان اصل معاد است.
محور اين پنج اصل، توحيد و خداشناسى است و ساير اصول نيز به اين اصل برمىگردند. مبدأ و مقصد هستى خداست: "إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ؛ «ما ملك خداييم و به سوى او باز خواهيم گشت» (بقره: 156). عدل از صفات اوست. هاديان اين راه نيز -اعم از پيامبران و اوليا - نماينده و خليفه او هستند.
3. اين سخن كه از امامت حتى در يك آيه از قرآن هم سخنى به ميان نيامده، ناشى از نادانى و بىسوادى يا مغالطه و دروغپردازى گوينده آن است؛ واژه امام و جمع آن، دوازده مرتبه در قرآن آمده است: حجر: 79؛ يس: 12؛ بقره: 124؛ هود: 17؛ فرقان: 4؛ احقاف: 12؛ اسراء:71؛ توبه: 12؛ انبياء: 73؛ قصص: 5؛ قصص: 41؛ سجده: 24.
اين نيز از شگفتىهاى عددى قرآن كريم است كه تعداد آيههاى مربوط به امام، به تعداد امامان است.
در اينجا، تنها به آوردن سه آيه از اين دوازده آيه بسنده مىكنيم:
-وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ (بقره: 124)