230
ب) چك، سفته و حواله
علاوه بر معامله نقدى به وسيله سكه، در آن زمان سه عنوان چك، سفته و حواله نيز گاهى در معاملات بهكار مىرفت.
چك: عرب به آن صَك مىگويد. چك عبارت از آن است كه به وسيله كاغذ نوشته، مقدارى از پول يا مواد غذايى به شخصى كه اسم او در آن كاغذ نوشته شده است، پرداخت گردد. گفته مىشود اولين كسى كه در اسلام از چك استفاده كرد، عمر بن خطاب بود كه زير چك را هم مهر مىكرد. 1 نيز گفته شده است سعيد بن عاص كه زمانى حاكم كوفه بود، مبلغ نود هزار دينار توسط چكهايى كه كشيده بود، به مردم بدهكار بود.
سفته: لغتى فارسى است و عرب به آن «سُفْتجه» مىگويد. سفته عبارت از آن بود كه شخص خريدار در مقابل مالى كه خريده بود، نوشتهاى به شخص فروشنده مىداد كه به وسيله آن او مىتوانست پول كالا را در شهرى ديگر از نماينده او تحويل گيرد. اين عمل به منظور جلوگيرى از نقل و انتقال پول از شهرى به شهر ديگر صورت مىگرفت. در باره ابنعباس گفته شده است كه او درهم را در مكه مىگرفت و نوشتهاى به طرف مىداد تا معادل آن را در كوفه از نماينده او بگيرد. نيز در باره عبدالله بن زبير در دوران حكومتش چنين آمده است كه در مكه درهم مىگرفت و نوشتهاى مىداد تا طرف مقابل در كوفه يا بصره معادل آن را بگيرد. 2
حواله: از اين قرار بود كه شخص تاجر، پول يا اموال خود را نزد صرّاف به امانت مىگذاشت و هنگامى كه معاملهاى مىنمود، به جاى پرداخت پول به فروشنده، نوشتهاى به او مىداد تا پول خود را از آن صراف دريافت كند. عملى مشابه چكهاى بانكى امروزى بود كه در اينجا شخص صراف به عنوان بانك خصوصى عمل مىكرد. از اين روش، به جاى نقل و انتقال پول كه مشكلات فراوانى را دربرداشت، استفاده مىشد. 3