170مىشده است. 1 احتمالاً اين واژه از «سَكّ» به معناى سد و بستن گرفته شده است 2 و دليل نامگذارى اين خيابانها اين بوده است كه هرگاه دهانه اين سِكَك (جمع سكّه) گرفته مىشد، راه عبور و مرور به مركز شهر بسته مىشد.
در زمان مورد بحث ما، پس از خاموش شدن شعله قيام مسلم و مخفىشدن آن جناب، عبيدالله به منظور جلوگيرى از فرار مسلم، به رييس پليس خود، حُصَين بن نُمير دستور مىدهد كه نيروهايى را بر دهانههاى سكّهها بگمارد. 3
واژه «افواه السكك؛ دهانههاى سكّهها» نيز اين معنا را تداعى مىكند كه اين سكهها به عنوان دهانههاى ورود و خروج به شهر محسوب مىشدند. در بعضى از منابع، عرض اين سكهها پنجاه ذراع، يعنى 27/02 متر ذكر شده است. 4 همچنين در باره كيفيت روشنايى سكك در بعضى از كتابها چنين آمده است كه بعضى از سكك (يا تمام آنها) در شب به وسيله مشعلهايى روشن نگاه داشته مىشدند. 5 نام بعضى از اين سكّهها از قرار زير است:
سكّه لحّام جرير
اين سكه از مركز شروع مىشد و در شرق مركز از بازار مىگذشته و پس از قطع راههاى قبايل ساكن در شرق، به شمال شرقى كوفه، يعنى«سَبَْخه» منتهى و از آنجا از شهر خارج شده است. 6
سكّه دار الروميين
دار الروميين مكانى در جنوب قصر بوده (نقشه شماره 8) كه در آغاز به عنوان زبالهدان از آن بهرهبردارى مىشد، اما بعدها يزيد آن را به عَنْبَس بن سعيد بن عاص بخشيد و او