92دانستهاند، مىگويد: « فإنّ فيه (نسائي) رجالاً مجهولين إمّا عيناً أو حالاً، و فيهم المجروح و فيه أحاديث ضعيفة و معللة و منكرة » 1؛ اين كتاب به « السننالكبرى » 2 نيز مشهور است وقتى او كتابش را بهحاكم«رَمله» تقديم كرد، حاكم پرسيد: همۀ اين كتاب صحيح است؟ وقتى از نسائى پاسخ منفى شنيد، دستور داد آن را از احاديث ضعيف تجريد كند، نسائى بهدستور او عمل نموده و اسم آن را« المجتبى » يا « المجتنى » گذاشت و پس از آن، صحيح نسائى، بر المجتبى (يا سنن صغير) بهكار مىرود 3.
در مورد سنن سهگانهاى كه اشاره شد 4، اين عبارت نيز از زركشى نقل شده است: « تسمية الكتب الثّلاثة صحاحاً، امّا باعتبار الأغلب، لِانّ غالبها الصّحاح و الحسان و هي ملحقة بالصّحاح، والضعيف منها ربّما إلتَحَق بالحسن، فإطلاق الصّحة عليها من باب التغليب » 5.
سننابنماجه، از37 كتاب و 1515 باب و4341 حديث (با مكرر) 6، شكل گرفته است كه از اين تعداد، 3002 حديث آن در همه يا برخى كتابهاى پنجگانۀ ديگر نيز عنوان شده و 1339 حديث آن در كتابهاى ديگر موجود نيست كه از اين تعداد 428 حديث با اسناد صحيح و 99 حديث، با اسناد واهى و منكر و613 روايت با اسناد ضعيف است 7. اينكه اين كتاب جزء صحاح ستّه اهل سنت محسوب است يا