344امور شيعه را منسوب بهيهود نمايند: « وما أكثر ما شَنَع خُصُوم الشّيعة على الشيعة، و ما أكثرما شَنَع الشيعة على خصومهم في أمرعثمان و في غيرعثمان ». 1
طه حسين، شدت خصومت ميان شيعه و اهلسنت را كه ابعاد مختلفى بهخود گرفت، بعد از استقرار حكومت عبّاسىها مىداند كه در آن جدال، نزاع، حيلهگرى و تكذيب همديگر و حتى جعل حديث بهنام رسولالله(ص) صورت گرفت، و صحنهگردانان اين وضعيت دو گروه بودند: يكى داستان سرايانى كه داستانهاى فتنه بصره و كوفه را آميخته با امور خيالى و تعصّب قبيلگى، بازگو مىكردند. دوم اصحاب جدال كه اخبار و احاديث را تنها براى تأييد مذهب و آراى خويش، نقل مىنمودند و چون بلاذرى از نقش ابنسوداء در فتنه عثمان و دوران على(ع) چيزى اشاره نكرده است، همه مورّخان از طبرى كه تنها منبع اين حوادث است، تبعيت نمودهاند. و محدثان و اصحاب جدال نيز مسير طبرى را برگزيدهاند جز اينكه اينها برخلاف طبرى براين پندارند كه ابنسوداء و پيروانش، على(ع) را خدا مىدانستند و على(ع) آنها را در آتش سوزاند، درحالىكه چنين امرى نَه در تاريخ دوران كوتاهِ على ذكر شده است و نَه قبل از آن؛ تنها چيزى كه تاريخ نگاران و بلاذرى اشاره كردهاند، اين است كه گروهى درك وفه مرتَد شدند، على(ع) با آنها قتال كرد. وى در پايان، اين نتيجهگيرى را دارد كه: « سَواء كان أمرهم (ابن سوداء و اصحابه) وَهماً خالصاً أم أمراً غير ذي خطر بولِغ فيه كيداً للشيعة ». 2
- كُردعلى در مورد داستان ابنسبأ تصريح مىكند كه وَهم و ساختگى است: « وأمّا ما ذَهَبَ بعض الكتّاب من أنّ أهل مذهب الشيعة من بدعة عبدالله المعروف بابنالسوداء، فهو وَهمٌ، و قلة عِلم بحقيقة مذهبهم، و مَن علم منزلة هذا الرجل عند الشّيعة وبرائتهم منه و من أقواله و أعماله