329
فصل دوم: غُلُوّ در امامت و ريشههاى آن
1. طرح اصل اتهام
- قفارى در چند جاى كتابش اوصاف امام(ع) از جمله علم غيب و منصوص و معصوم بودن امام را به ابنسبأ نسبت مىدهد 1، وى با پيروى از شيخ خود ابن تيميه كه مدعى است: « والعلماءُ دائماً يذكرون أنّ الّذي إبتدع الرفض كان زنديقاً مُلحِداً مقصوده افساد دين الاِسلام و لهذا صار الرّفض مأوى الزنادقة الملحدين من الغاية و... هذا معروف عن ابن سبأ و أتباعه و هوالذي إبتدع النّص في عليٍّ و إبتدع أنّه معصوم، فالرافضةُ الاِماميّةُ هم أتباع المرتدّين و غلمان المُلحِدين... » 2 فضيلت ائمه بر انبياء، عدم سهو و غافل نبودن امام(ع) را از مصاديق غلو، در عصر حاضر و امام خمينى را مروج آن مىشمارد. 3
- نويسنده ديگر آغاز غلو در شيعه را از سبائيان مىداند كه از ياران حجربنعدى بودند و بهخاطر تكفير خليفه و سَبّ عثمان، كشته شدند. 4 ديگرى مىگويد: نخستين كسانىكه در مورد على غلو كردند و از آن گروههاى غالى انشعاب يافت «سَبئيه» است