326
اول - اسناد اكثر بلكه همه روايات صحيح و مورد اطمينان است و اگر برخى از طرق از نگاه برخى دچار ضعف باشد، همان مضمون بهطريق ديگر موثق و صحيح است. اما حديثهاى ثقلين و غدير و منزلت، همانگونه كه ملاحظه نموديد متواتراند؛ بيومى يكى از نويسندگان معاصراهلسنت و استاد جامعه اسكندريه مصر، حديث غدير را در أعلا مرتبه صحت و قوت دانسته و آن را متواتر مىشمارد كه جمع كثيرى از اكابر صحابه مانند على(ع) و عمر و عمار و زيدبنارقم كه وى44 نفر را نام مىبرد، آن را نقل كردهاند. 1
دوم - مضمون روايات بدون هيچترديدى ولايت و امامت على(ع) را با قطع نظر از دلايل عقلى و قرآنى، بهاثبات مىرساند، و برخى از پژوهشگران معاصر، تصريح مىكنند كه « فهي أيضاً في أعلى مراتب الظّهور » 2؛ پس با وجود اين همه روايت و اعتراف بزرگان اهلسنت اگر كسى در ولايت على(ع) ترديد نمايد، نمىتوان آن را جز عناد و لجبازى دانست چه اينكه توجيه و تأويل واژگان احاديث چون «مَولى» و «وَلِى» و...كه ازسوى برخى صورت گرفته 3 خارج از فهم عرف و خلاف ظاهر است و به آنها عنوانى جز عنوان «مالايرضىصاحبها» نمىتوان داد، زيرا اگر«وَلِى» بهمعنى أولى به تصّرف و متولّى امور نباشد، بلكه بهمفهوم نُصرت و يا دوست داشتن باشد آنگونه كه فخر رازى و ديگران اصرار دارند؛ اوّلاً ، با نصّ كلام رسولالله كه لفظ «أولَى» را بهكاربرده سازگارى ندارد، چون حضرت (برپايه برخىگزارشها) سهبار از جمعيت اقرار گرفت كه: « ألستُ أنّي أولَى بالمؤمنين من أنفسهم؟ » با تفريع به «فاء» فرمود: « فمنكنت مولاهُ فعلي مولاهَ ... » و اين خود واضحترين شاهد است كه مقصود رسول الله(ص) از «مولى» أولى بهنفس است و