325ابوبكر و عمر فرمايش رسولالله(ص) ( مَنكنتمولاهُ... ) را شنيدند « تَغَيّرَ وجهُ أبيبكروعمر » و در اين هنگام آيه فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا... (ملك: ) نازل شد. ابنحجر با اينكه اسفنديار را متواضع و عابد، و كثيرالتّلاوه معرفى مىكند، ولى در اين مورد چون از واقعيت سخن بهميان آورده، مىگويد: « فهذا غلوٌّمنه فيشيعته » 1. مناوى بهنقل از ابن حجر طرق حديث غدير را جدّاً فراوان مىداند و ابنعقده در كتاب مستقل، اسناد حديث غدير را صحيح و حسن دانسته است 2؛ چه اينكه از تفسير ثعلبى از ابنعيينه نقل شده كه وقتى سخن رسولخدا (منكنتمولاه...) در اطراف جهان اسلام (آفاق) پيچيد، حرثبننعمان آن را شنيد، نزد پيامبرآمد وگفت: « يا محمّد! أمَرتَنا عَنِاللهِ بالشّهادَتَين فقَبِلِنا، وبالصّلاة والزّكاة و الصّيام و الحجّ، فقَبلنا؛ ثُمَّ لم ترضِ حتّى رفعتَ بضبعي إبنعمّك، تفضّله علينا، فهذا شيءٌ منك أم مِنَاللهِ؟! فقال(ص): وَالّذي لاإله إلّاهو إنّه مِنالله» فولّى، وهو يَقُول: أللّهم إن كان يقوله محمّد(ص) حَقّاً، فَأمطِر علينا حجارة منالسَّماء، أوائتِنا بعذاب أليم، فمَا وَصَلَ لراحلته حتّى رماهُ اللهُ بحجرٍ فسقط علىهامّته فخرج من دُبُره فقتله »، آنگاه آيۀ: سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ (معارج:1) 3، نازل شد.
آنچه اشاره شد، بخشى از رواياتى است كه در خصوص امامت و جايگاه علىبن ابىطالب(ع) در منابع مختلف و معتبر اهلسنت ثبت شده است 4، كه نتايج زير را دست مىدهد: