313امّا حديث دوم در مورد جبريه و نافى اختيار از انسان است 1: « عن حذيفة، قال: قال رسولالله(ص) لكُلِّ امَّةٍ مَجُوسٌ، ومجوسُ هذه الأُمةِ الَّذينَ يَقولون لاقدَرَ، مَنمَاتَ مِنهُم فلاتَشهُدُواجِنَازَتَهُ، ومَن مَرِضَ مِنهُم فلاتعُودُوهُم، و هُم شيعةُ الدَّجّال، وحقٌ على الله أن يُلحِقَهُم بالدَّجّال » 2. گذشته از اينكه خود قفارى اعتراف بهضعف سند اين روايت مىكند 3، هيچ ارتباط بهشيعه اهلبيت(عليهم السلام) ندارد؛ و ايننويسنده با چنين رويهاى تنها خيانت در امانت و ضعف علمى خود را بهنمايش گذارده است.
سه - نمادها و شخصيتهاى شيعه در زمان رسولالله(ص)
رسولخدا(ص) نهتنها از شيعه و ويژگىهاى آن نامبردكه نمادها و شخصيتهاى آنان را براى اصحاب معرفى و در مورد آنان سفارش ويژه نمود؛ ابنحجرهيتمى حديثى را كه ترمذى و حاكم آن را صحيح شمردهاند از بريده بهاينصورت نقل مىكند: « عن بريدة، قال: قال رسولالله(ص) إنّ الله أمَرَني بِحُبّ أربعةٍ و أخبرني أنّه (خدا) يُحِبُّهم، قيل يا رسولالله! سَمِّهم لنا، قال: عَليٌّ منهم، يقول ذلك ثلاثاً: أبوذر، والمقداد و سلمان » 4.
محقق ديگر اهلسنت با اشاره بهاينكه شيعيانِ نخستين، افراد زيادى از ميان اصحاب بودند، آنان را خالصترين و صادقترين مردم نسبت بهعلى(ع) مىدانند، و تعداد آنان را غير از هاشميين و فرزندان خود على، سلمان فارسى، ابوذرغفارى، عمار