199
الْجٰاهِلِيَّةِ ... را اينگونه قرائت مىكرد... : « حَميّة الجاهليّةِ، ولوحَمَيتُم كماحمُوا لَفَسَد المسجد الحرام فأنزلالله سكينته على رسوله ...»، عمر وقتى اين قرائت را شنيد، به شدت ناراحت شد، او را درحضور جمعى كه زيدبنثابت نيز حضور داشت، فراخواند، وگفت: چه كسى سورۀ فتح را قرائت مىكند؟ زيدبنثابت آن را بههمان صورتى كه أُبّى خوانده بود، قرائت كرد! عُمَر ناراحت شد، ولى أُبّى به اوگفت: «تو خوب مىدانى كه من همواره بر پيامبر وارد مىشدم و قرائت مىكردم، تو دمِ دَر بودى، بنابراين اگر دوستدارى من براى مردم قرآن بخوانم همانى را قرائت مىكنم كه قرائت كردم و در غير اين صورت تا زندهام يكحرف قرائت نمىكنم؛ عمر تسليم او شد وگفت: براى مردم قرائت كن» 1. در نقلى، همان مضمون روايت قبلى را تأكيد مىكند با اين تفاوت كه زيدبنثابت آيه را بهصورت عامّه قرائت كرد، و عمر گفت: « اللَّهمَّ لاأعرف هَذا » آنگاه عمر را تهديد بهعدم قرائت قرآن كرد 2.
دو - تبديل در آيه نهم سوره جمعه: خرشةبنحُرّ مىگويد: «عمربنالخطاب، وقتى لوحى را در دستم ديد كه در آن نوشته شده بود: ..إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ .. (جمعه: 9)، گفت: چه كسى آن را نوشته؟ گفتم أُبىبنكعب، گفت: أُبّى، آيات منسوخ را براى ما قرائت نموده، ثُمّ قرأها: « فَامضُوا إلى ذكرالله » 3.
سه - تحريف در سوره عصر: براساس نقلى، علىبنابىطالب(ع) و ابنمسعود سوره والعصر را اينگونه قرائت نمودهاند: « وَالعَص-رِ ونوائبِ الدَّهرِ، إنّ الانسان لفي خُس-ر وإنّه لَفِيه إلى آخر الدهر » 4.